ادیـب و آزادی خـواه بـزرگ Reviewed by Momizat on .   عبدالرحیم خلخالی در حدود سال های 51-1250 شمسی در زاویه ی سادات محله خلخال متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل ع   عبدالرحیم خلخالی در حدود سال های 51-1250 شمسی در زاویه ی سادات محله خلخال متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل ع Rating: 0

ادیـب و آزادی خـواه بـزرگ

 

عبدالرحیم خلخالی در حدود سال های ۵۱-۱۲۵۰ شمسی در زاویه ی سادات محله خلخال متولد شد. تحصیلات مقدماتی را در زادگاه خود به پایان رسانید و برای ادامه تحصیل عازم رشت شد. عبدالرحیم خلخالی در علوم دینی، عربی و ادبیات فارسی به مقام والایی رسید و در حین تحصیل در رشت با آزادی خواهان مشروطه، همکاری صمیمانه ای داشت. در انقلاب مشروطه با سران مشروطه، از رشت عازم تهران گردید. در جریان به توپ بستن مجلس شورای ملی، خانه و خانواده ی خلخالی از توپ های قزاقان لیاخوف بی نصیب نماند. خانه او هم به اتفاق فرزندانش نیست و نابود شد. بعد از جریان به توپ بستن مجلس شورای ملی به اتفاق تقی زاده و دهخدا با عده ای از آزادی خواهان به سفارت انگلیس پناهنده شدند. خلخالی در زمان استبداد صغیر به اتفاق تقی زاده و دهخدا و عده ای از آزادی خواهان از طریق قفقاز عازم اروپا شد. و با مساعدت دهخدا و تقی زاده در اروپا، روزنامه های کاوه و صوراسرافیل را منتشر کرد و سردبیر روزنامه مساوات شد.

خلخالی در مدتی که در اروپا بود لحظه ای از کسب علم و معرفت غافل نبود. در اروپا توانست در زمینه ی باستان شناسی و حقوق و نمایش نویسی سرآمد شود در اروپا با آزادی خواهان و دانشمندان اروپایی رابطه برقرار کرد. خلخالی به اتفاق آزادی خواهان، برای طراحی جنگ تبریز و رشت و مبارزه با محمد علیشاه از طریق ترکیه و عراق، وارد ایران شد.

وی بعد از بازگشت از اروپا مکتبی را پایه گذاری کرد که به مکتب خلخالی معروف گردید. این مکتب بعدها، مرکز آزادی خواهان و رهبران مشروطه شد. خلخالی بعد از چندی به اتفاق شاگردانش به تهران آمد و در خيابان شاهپور انجمن ادبی دایر نمود و بعد از یک سال به اتفاق شاگردانش کمیته ی بیداری ایرانیان را در خانه‌ي شاگردش حکیم الملک در خیابان اکباتان تشکیل داد. به گفته‌ی تاریخ مشروطه احمد کسروی و سایر مورخین مشروطه، شاگردان خلخالی دركميته‌ي بیداری ایرانيان عبارت بودند از: ملک المتکلمین، سید جمال الدین اصفهانی، صور اسرافیل، سید محمدرضا مساوات صاحب امتیاز روزنامه مساوات، سید حسن تقی زاده، حکیم الملک، سید جلیل اردبیلی، معاضدالسلطنه، میرزا سلیمان خان میکده و حسین قلی خان نواب، میرزا علی اکبر خان دهخدا، ادیب السلطنه و نصرت السلطان.

اولین هدف کمیته بیداری ایرانيان، دشمنی با روس و انگلیس بود و از این طریق می خواستند استثمار و مظالم دولت های روس و انگلیس را از سر مردم ایران کم کنند. استاد سعید نفیسی که یکی از شاگردان خلخالی بود، کمیته ی بیداری ایران را وابسته به آلمان و طرفدار اروپای مرکزی می دانسته و معتقد بود که خلخالی و کمیته بیداری ایران می خواستند با کمک آلمان در جنگ جهانی اول، سایه شوم انگلیس و روس را از سر مردم ایران کم کنند. خلخالی مدتی هم رئیس دیوان عالی تمیز شد. میرزازاده عشقی در دیوان خود حملات به خلخالی داشته است. بعد از انقراض سلسله قاجار، خلخالی انجمن را به تشکیل مجلس موسسان وادار کرد.

یکی از خدمات شایان توجه خلخالی، ایجاد یک کتابخانه در خیابان ناصریه نزدیک شمس العماره بود که پاتوقی برای آزادی خواهان و شاگردان خلخالی شده بود. علاقه مندان به ادبیات، برای پیدا کردن کتاب و جزوه و روزنامه ها و مجلات آن زمان به آنجا مراجعه می کردند. بیشتر دانشمندان و ادبا که افتخار شاگردی خلخالی را داشتند در کتاب و نوشته هایشان یادی از او کردند.

دکتر رضا زاده شفق در تاریخ ادبیات ایران و استاد فرزاد در تمام نسخ حافظ، استاد پور داود او را استاد خود می داند، دکتر غنی می گوید اگر خلخالی نبود حافظ پژوهان چکار می کردند؟ و هم چنین محمد قزوینی در دیوان حافظ و اقبال آشتیانی در فرهنگ اسدی و دکتر استعلامی در کتاب ادبیات فارسی، خلخالی را ستوده اند.

یکی دیگر از خدمات شایان توجه خلخالی، تصحیح نسخه منحصر بفرد دیوان حافظ که متعلق به خودش بود. استاد محمد عبدالوهاب قزوینی درباره تصحیح حافظ خلخالی می نویسد:

«مرحوم خلخالی، طابع مشهورترین نسخه های تاریخ دار دیوان حافظ است که تاکنون در زمان ما دیده شده است. یعنی نسخه سال ۸۲۷ هجری قمری که سی و پنج سال بعد از فوت حافظ کتابت شده است و خود مرحوم خلخالی مالک آن نسخه بوده است. مرحوم خلخالی به همت بلند خود با وجود ضعف باصره که در اواخر عمر عارض او شده بود زحمت طاقت فرسای تصحیح نمونه های چاپی آن نسخه و مقایسه آن ها را با چندین نسخه ی معتبر دیگر به علاوه مخارج گزاف طبع این نسخه ی گران بها و منحصربفرد را بر خود همواره نمود و با زحمت و دقت تمام در سال ۱۳۰۶ شمسی چاپ مشهور خود را از روی این نسخه که اساس طبع خود قرار داده بود به انجام رسانید. به این طریق قریب صد الی سیصد غزل الحاقی شعرای دیگر را به علاوه ابیات الحاقی جداگانه و متفرقه در هر غزل را که از عهد حافظ تا کنون متدرجاً در نسخ معمولی دیوان او داخل شده و اشعار اصلی خواجه را که در تحت ابرهای تاریک خود منکسف و مستور ساخته بود تمام آن زواید و الحاقات را از اشعار اصلی حافظ جدا ساخت و زر ناب را از غث های کم ارز مستخلص گردانید و مردم عصر ما را مجدداً با چهره محبوب و درخشان اشعار حقیقی خود حافظ که در شش قرن پیش از آن بحر زخار و طبع سرشار تراویده بود آشنا گردانید. خلخالی با این خدمت شایان و ساعی نمایان خود عموم ایرانیان را در جهان جاویدان رهین امتنان و سپاسگزار حال خود ساخت».

عبدالرحیم خلخالی در تکمیل و تصحیح دیوان حافظ، رساله ای جداگانه بنام حافظ نامه نوشت که در شرح حال حافظ، وضعیت اشعار و مقایسه آن با اشعار شعرای دیگر و اشعار الحاقی خواجه که به غایت مفید و دلکش است. خلخالی این رساله را در سال ۱۳۲۰ یک سال مانده به فوت اش، در قطع وزیری به چاپ رسانید. دیگر آثار ماندگار عبدالرحیم خلخالی، تصحیح ادب الوجیز ابن مقفع و تصحیح نوروزنامه خیام، تصحیح دیوان خاقانی ، تصحیح سیاست نامه خواجه نظام الملک و ترجمه ی داستان های جرج زیدان و کتاب ابومسلم خراسانی و تاریخ و نمایش‌نامه برامکه است.

استاد سعید نفیسی آخرین روزهای مرحوم خلخالی را چنین شرح می دهد:

«عبدالرحیم خلخالی در پایان زندگی، بیمار و رنجور شد و فشارخون، وی را مدتی از کار بازداشت و خانه نشین شد. هنگامی که بستری بود بارها به عیادتش رفتم و در ضلع غربی همان سرپوشیده اطاق مخصوص داشت. زمستان ها در زیر کرسی افتاده بود بجز همسر مهربانش و یگانه پسرش که داشت کسی از وی پرستاری نمی کرد. بارها برای مخارج دارو و درمان، برخی از کتب گران بهای خود را فروخت. فشارخون زیاد، وی را گرفتار سردردهای جان فرسا می کرد و از شدت آن چشمان خود را می بست وقتی من درکنار بسترش می نشستم به زحمت چشمان خود را باز می کرد و هنگامی که از این جهان رفت جز آن خانه کوچک که در اوایل زندگی خریده بود و بجز چند کتاب که در کتابخانه داشت چیزی به بازماندگان خود نگذاشت. اما چیزی گران بهاتر از او در جهان ماند که زوال ناپذیر خواهد ماند و این اثری که در ادبیات ما گذاشته است».

و این چنین عمر یک ادیب و آزادی خواه بزرگ به پایان آمد.

منابع :

روزنامه اطلاعات

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 48

ارسال یک دیدگاه