لکه ی ننگی که با نفت هم پاک نشد! Reviewed by Momizat on . آذربایجان ایران ، آغاز جنگ سرد جمیل  حسنلی ترجمه : منصور صفوتی نشر : شیرازه تهران 1387 «کاظم آذری» نویسنده کتاب معتقد است که استالین فرقه دمکرات و پیشه­وری را ب آذربایجان ایران ، آغاز جنگ سرد جمیل  حسنلی ترجمه : منصور صفوتی نشر : شیرازه تهران 1387 «کاظم آذری» نویسنده کتاب معتقد است که استالین فرقه دمکرات و پیشه­وری را ب Rating: 0

لکه ی ننگی که با نفت هم پاک نشد!

آذربایجان ایران ، آغاز جنگ سرد

جمیل  حسنلی

ترجمه : منصور صفوتی

نشر : شیرازه تهران ۱۳۸۷

«کاظم آذری»

نویسنده کتاب معتقد است که استالین فرقه دمکرات و پیشه­وری را بازیچه­یی برای پیشبرد اهداف خود که با مصالح آذربایجان منطبق نبود، قرار داده بود. کتاب آذربایجان و جنگ سرد از این نظر حائز اهمیّت است که مؤلف به اسناد آرشیوهای اتحاد شوروری سابق مراجعه و روایت غائله آذربایجان را بر مبنای آن مدارک نوشته است.

همسایه­ی شمالی ایران از سال­های بسیار دور چه در حکومت تزارها و چه در حکومت شوراها یک خطر بالقوه برای ایران محسوب می­شد. خطر الحاق­گرائی و تجزیه از کشورهای آسیای میانه و قفقاز از زمان صفویان شروع و تا زمان قاجارها ادامه داشته است. بعضی­ها معتقدند که تجزیه آذربایجان ایران اگر به وقوع می­پیوندید تتمه­ی قرارداد ترکمان چای بود، که به وسیله­ی دست نشاندگان شوروری در آذربایجان انجام می­شد!

آقای حسنلی چون از همان نسل باقراُف و استالین است، طرز برخورد و نگاه وی هم در زمان حال فعلی همان نگاه آن زمان را تداعی می­کند. با بکاربردن اصطلاحات جعلی و تحریفی که کتاب بکار می­برد از قبیل (آذربایجان جنوبی، تغییر زبان و فرهنگ توسط فارس، حقوق قومی، و سلطه­ی ایرانی­ها بر ترک­ها و …).

اسناد ارائه شده توسط آقای حسنلی پیش­تر از آن حیث مهم است که مشخص می­کند. تمام اقدامات عمــرانی و فرهنگی که توسط فرستادگان باقراُف و با بودجه­ای که از استالین دریافت می­شد، انجام می­شده و در نهایت به اسم فرقه­ای­ها تمام می­شد.

این قبیل اقدامات از جمله چاپ روزنامه و تأسیس رادیو و دانشگاه و … توسط ارتش سرخ و فرستادگان باقراُف انجام می­پذیرفته است.

با توجه به اوضاع و احوال سال­های آخر جنگ جهانی دوم و خلاء ایجاد شده توسط نیروهای متفقین در ایران نیروی بازدارنده در ایران محلی از اعراب نداشت، حتی دولت برای اداره کشور در برابر تجاوزگران بیگانه هیچ برنامه­ای نداشت. از سه کشور پیروز در جنگ جهانی دوم تنها شوروی بود که برخلاف پیمان ۲۹ ژانویه ۱۹۴۲ قوای خودش را به بهانه­ی امنیّت مرزهای جنوبی از ایران بیرون نبرد.

کتاب مشتمل بر ۱۶ فصل در یک مقدمه خوب که توسط آقای دکتر بهرام امیراحمدیان در یک پیش گفتار که توسط مؤلف نوشته شده است درباره (مطالب پیش گفتار و حرف­های ضد و نقیض مؤلف، که در دنباله­ی این مطلب خواهد آمد).

فصل اول از ورود ارتش سرخ در ۲۸ اوت ۱۹۴۱ به ایران خبر می­دهد، که ارتش سرخ مناطق آذربایجــان، گیــلان، مازنــدران، و خراسان و گرگان را به اشغال خود در می­آورد. ایران که بی­طرفی خود را در برابر متفقین اعلام کرده بود هیچ مقاومتی از خود نشان نداد.

باقراُف صدر هیئت حزب کمونیست آذربایجان شوروری با مکاتباتی که با استالین داشت به او تشریح کرده بود که : (آذربایجان ایران وطن واقعی ماست که مدت­هاست از بستگان خود جدا افتادیم) و باز به استالین خاطر نشان کرده بود که : (ما خودمان را نباید گول بزنیم و تا خود تهران سرزمین آذربایجان است).

باقراُف هیئت­های ارتشی و فرهنگی و اقتصادی در سال ۱۹۴۱ به سرپرستی علی­اُف به تبریز اعزام کرد. و تا آخر سال ۱۹۴۲ مقدار متنابهی از قبیل پارچه، قند، آرد به آذربایجان ایران وارد کردند و متعاقب آن علی­اف فرستاده باکو پول­های ایرانیان را به مبلغ ۵۸۵/۳۳۰/۹۲ ریال از شعبه بانک ملی برداشت و به حساب ارتش شوروی انتقال داد. هیئت­های اعزامی باقراف که بدون اطلاع نمایندگان شوروی به تبریز اعزام شده بودند مورد اعتراض اسمیرنوف سفیر شوروی در تهران قرار گرفت و به باقراف دستور داد که هیئت­های اعزامی را از تبریز فرا خواند.

فصل دوم به فعال شدن سیاست شوروری در ایران می­پردازد. استخراج میلیون­ها تن نفت به وسیله انگلیس­ها در جنوب ایران، رهبر شوروی را تکان داد. اسمیرنوف سفیر شوروی از باقراف تقاضای چند نفر کارشناس نفت و زمین شناس برای شناسایی ذخایر نفت شمال ایران می­نماید، باقراف هم چندین نفر مهندس نفت و زمین شناس برای بررسی منابع نفت را به آذربایجان، گیلان، مازندران، استرآباد و خراسان شمالی اعزانم می­کند. مهندسین برآورد می­کنند منابع نفت شمال ایران کمتر از منابع جنوب ایران نیست، از این مرحله به بعد فعالیت باقراف و استالین وارد مسائل نفتی شمال ایران می­شود. از فوریه سال ۱۹۴۴ علاوه بر منابع نفتی در شمال ایران ذخائر عظیم گاز توسط کارشناسان شوروی شناسائی می­شود.

از اوائل سال ۱۹۴۴ فعالیت مجدد حزب توده در آذربایجان توسط صادق پادگان و جعفر کاویانی و مجد بی­ریا و عده زیادی از توده­ای­ها شروع شده و سعی می­کنند با پشتیبانی شوروی در انتخابات دوره چهاردهم به مجلس راه پیدا کنند و در نتیجه با پشتیبانی شوروی ۱۲ نفر از طرفداران شوروی از آذربایجان انتخاب می­شوند و پیشه­وری هم جزء آنها بود که اعتبار نامه ایشان در مجلس چهاردهم با همکاری توده­ای­ها در مجلس رد شد.

با توجه به تغییرات ایجاد شده در ایران مسکو و باکو درباره اوضاع ایران تجدیدنظر نمودند و در نتیجه­ تصمیم گرفتند تعدادی از افسران و کارکنان بازرگانی و روشنفکران و مورخین به آدربایجان ایران اعزام شوند. افراد اعزامی در مسکو با مولوتف دیدار کردند. مولوتف به گروه اعزامی توصیه کرد که : سعی کنند برای تقویت نفوذ شوروی در آذربایجان ایران فعالیت بیشتری انجام گیرد. علاوه بر کارکنان نظامی بازرگانی تعداد ۲۷ نفر روزنامه­نویس و چاپچی جهت راه انداختن روزنامه «راه وطن» را به زبان ترکی در تبریز بهره بگیرند. باقراف به هیئت­های اعزامی سفارش کرده بود که فرستادگان شوروی باید حس ملی آدربایجانی­ها را تحریک و به آنها تفهیم شود که آنها تنها نیستند و برای این منظور گروه­هایی برای برنامه تئاتر ـ کنسرت و سینما و ایجاد خانه فرهنگ و انتشار روزنامه در تبریز اقدام کنند.

باقراف تأکید اکید کرده بود که فرستادگان شوروی با تاریخ و فرهنگ آذربایجان آشنائی پیدا کنند، زیرا زمانی که مسائل آذربایجان حل و اتصال صورت بپذیرد خواهی نخواهی الفبای موجود باید تا مدتی حفظ شود.

در تاریخ ۱۹ ماه می ۱۹۴۴ دولت شوروی تصمیم گرفت، برای پیشبرد اهداف خود در آذربایجان ایران، در تبریز خانه فرهنگ تحت نام شعبه روابط فرهنگی شوروی افتتاح کند و برای همین منظور تجهیزاتی از قبیل دستگاههای ارتباطی و فرستنده رادیو و برای انتشار روزنامه آذربایجان به زبان ترکی به آذربایجان ارسال کند و همراه آنها تعداد ۶۲۰ نفر با تخصص­های مختلف وارد تبریز شدند.

در فصل سوم نویسنده به بحران حکومت و مبارزه جهت نفت می­پردازد. چون دولت ساعد مراغه­ای با قرارداد نفت ایران و شوروی مخالفت کرد، شوروی به عوامل خود در آذربایجان و تهران دستور داد که زمینه سقوط ساعد را فراهم کنند. و برای همین منظور راه­پیمایی­هایی توسط عوامل شوروی در تهران و تبریز جهت برانداختن دولت ساعد شروع شد. مجد بی­ریا در یک تظاهرات ضد دولتی اعلام کرد : اگر دولت مرکزی درخواست­های مردم (دادن امتیاز نفت به شوروی) اجرا نکند، در آذربایجان مردانی است که بتوانند دولت تشکیل دهند و این عمل را انجام دهند. در تعاقب آن خان­های آذربایجان از جمله بیات­ماکو نامه­هائی به کنسول­گری نوشته و ضمن انتقاد از ساعد از شوروی­ها جانبداری نمود. و حتی مبلغ ۰۰۰/۲۵۰ ریال پول به حساب ارتش سرخ واریز کرد. در این زمینه هم کبیریان شهردار مراغه با کنسول­گری شوروی دیدار داشته و گفته بود : از تجزیه آذربایجان ایران و با ادغام دو آذربایجان تمام اهالی آذربایجان با کمال میل از آن پشتیانی خواهد کرد. با این حال تظاهرات عوامل شوروی در تهران و تبریز باعث شد که دولت شوروی سقوط کند. در سیزدهم فوریه سال ۱۹۴۵ حسن حسن­اف سرپرست کارکنان اعزامی به باقراف گزارش کرد که : افرادی که از آذربایجان شوروی آمده­اند کارهای برگی انجام داده­اند ما باید به آذربایجان کمک کنیم که از زیر یوغ یک قرنی فارس­ها در بیایند و جدائی آذربایجان با اتصال آن با آذربایجان شوروی انجام پذیرد. و در این عملیات از افراد شرافتمند مثل میر صفر پیشه­وری سردبیر رزونامه آژیر می­توان استفاده کرد.

در تابستان سال ۱۹۴۵ جنگ در اروپا پایان یافت و خبر تسلیم بدون قید و شرط آلمان در ایران پیچید. تا پایان جنگ دوم جهانی ایران در اشغال متفقین بود و مردم ایران از این خبر خوشحال شدند که متفقین ارتش­های خود را از ایران خارج کنند. در اوج بحران حکومتی در تهران علی­اف طی گزارش از آذربایجان ایران به وزارت خارجه شوروی مبنی بر هم نژاد بودن مردم آذربایجان ایران با آذربایجان شوروی و از وحدت تاریخی و فرهنگی و داشتن روحیه­ی یکسان و سنت­های واحد آنها سخن گفت و تأکید کرده بود که آزادی آذربایجان ایران کاملاً مساعد است.

استالین طی فرمان محرمانه دولتی شماره ۹۱۶۸ را در ۲۱ ژوئن برای انجام برای انجام کارهای زمین شناسی و اکتشاف در شمال ایران را صادر کرد و عملیات در مناطق بندر شاه ـ میانه ـ خوی ـ ساری ـ بابلسرـ بندر پهلوی و تبریز و غیره را اقدام گردید. به این ترتیب معلوم می­شود که مسائله نفت و سیاست شوروی از جایگاه خاصی برخوردار بود.

در فصل چهارم نویسنده به شکل گیری فرقه دمکرات و نظریه تجزیه می­پردازد.

با توجه به اعلامیه استالین در کنفرانس پتسدام که آخرین فرصت خروج نیروهای شوروی از آذربایجان شش ماه مانده بود. استالین می­خواست در مدت شش ماه باقی مانده برای اجرای برنامه­های از پیش تعیین شده را برای آذربایجان استفاده کافی ببرد. اولین شماره روزنامه آذربایجان روز ۵ سپتامبر سال ۱۹۴۵ تحت نظر فرستادگان باقراف در تبریز انتشار یافت و در اولین شماره علیرغم مخالفت توده­ای­ها موجودیت فرقه دمکرات اعلام گردید. پیشه­وری در این شماره روزنامه نوشت : برخلاف تصور دشمنان زبان ما قدرتمند و غنی است. و ریشه­ی آن در قلب­ها و خون ماست ما آن را با شیر مادر عجین کرده و با هوای وطن پروده­ایم.

با تشکیل فرقه دمکرات تهران و استان­های دیگر، عکس­العمل شدیدی نشان دادند. باقراف به استالین نوشت : به منظور منحرف کردن نظرات دولت و افکار عمومی ایران اجازه بدهند به اقدامات تفرقه انگیز بین ایلات و طوایف جنوب ایران دست بزنیم شعار مستقل شدن را به مناطق و طوایف جنوب ایران مطرح کنیم. مأموران مخفی شوروی شایعه­ها و دروغ­هایی از زبان تجار و بازرگانان و ملاکین ساخته مبنی بر طرفداری از فرقه دمکرات و تجزیه آذربایجان که در افواه پراکنده بودند. در ۱۱ دسامبر سال ۱۹۴۵ اساسنامه مجلس ملی فرقه دمکرات که به تصویب فرقه رسیده بود به تأئید استالین مولوتف و بریاومالنکف قرار گرفت. فرقه­ای­ها به حدی به فرستادگان و سربازان شوروی متکی بودند. که به باقراف و سران شوروی خاطر نشان می­کردند که سربازان و سایر عوامل خود را نباید به این زودی از آذربایجان بیرون ببرند و خروج سربازان شوروی از آذربایجان مساوی است با مرگ تک تک فرقه­ای­ها (وآخر هم پیش­بینی­هایشان به واقعیت پیوست).

یک ماه بعد از تهیه اساس­نامه، رهبران دولت ملی زیر نظر پیشه­وری استقلال آذربایجان را از ایران اعلام داشت و اعلام کردند که ما باید دولت مستقل خود را تحت عنوان جمهوری دمکرات آذربایجان تشکیل دهیم، البته اتحاد با جمهوری آذربایجان شوروی مرحله بعدی این برنامه بود.

اردشیر آوانسیان یکی از اعضای حزب توده که با تشکیل فرقه دمکرات مخالف یود، بعدها نوشت که : حرکت شـکل گــرفته در آذربایجـان ایران توسـط باقـراف با پیشــه­وری بود که می­خواستند آذربایجان ۵ میلیونی ایران با آذربایجان ۳ میلیونی شوروی با هم متحد شده و خود باقراف در رأس آن قرار گیرد.

کنسول آمریکا از تبریز گزارش می­کند تمام کارهای آذربایجان توسط سیاسیون و نظامیان و قیام­کنندگان مهاجر آذربایجان شوروی هستند که از مدت­ها قبل با آموزش­های لازم وارد آذربایجان ایران شدند.

از ۱۹ دسامر ۱۹۴۵ خلع سلاح پادگان­ها و ژاندارمری و تصاحب ادارات دولت آذربایجان توسط فرقچی­ها انجام شده و به علت عدم تجزیه کشورداری از باکو خواسته شد که برای اداره تشکیلات سازمانی مشاورین جهت راهنمائی وزرا به تبریز اعزام دارند. در ۲۳ دسامبر ۱۹۴۵ پیشه­وری، شبستری، جاوید، بی­ریا در گزارش به حزب کمونیست و استالین نوشتند که ۵ میلیون آذربایجان که دارای زبان محلی و فرهنگ خاص خود می­باشند می­خواهند بر سرنوشت خود حاکم باشند و برای عملی کردن آرزوهای باطنی این ملت هر چه زودتر برای یکی شدن دو جمهوی برادر اقدام کنند. ما عقیده داریم مرزهای ما از شرق و غرب باید از بندر انزلی ـ رشت ـ همدان و کرمانشاه، تا عراق باشد زیرا مردم یاد شده آذربایجانی می­باشند. به دنبال این گزارش کمیته مرکزی کمیساریای داخلی شوروی هم­زمان با حرکت­های آذربایجان پیشنهاد کرد که در گیلان، مازندران و خراسان هم اقدامات مداخله گرایانه آغاز شود روی این اصل به سفارت شووی در تهران دستواتی صادر شد.

اقدامات شوروی حتی از دید خارجی پنهان نماند. ف ـ پیرایس عضو مجلس انگلیس که در آن زمان خبرنگار منچستر گاردین در شوروی فعالیت می­کرده می­نویسد جنبش تجزیه­طلبی آذربایجــان ایران به وسیله مهاجرینی که از شوروی به ایران بازگشته بودند از قفقاز صورت می­گرفته و تحت نفوذ و وحشت از شوروی­ها انجام می­پذیرفته است.

در فوریه سال ۱۹۴۶ مسکو به پیشه­وری دستور می­دهد که تصمیم خود را درباره ایجاد گردهای فدائی در آذربایجان رسماً اعلام کند. برای تکمیل کادر فدائی با نزدیک به ۲۰۰ نفر افسر از آذربایجان شوروی به تبریز اعزام می­شوند، و علاوه بر آنها ۷۰۰ نفر عضو فعال حزب کمونیـست جهت فعالـیت و امور فرهنگی و نظامی در تبریز حضور داشتند. بدین ترتیب در کوتاه­ترین مدت آذربایجان شوروی ارتش فدائی­ها را که متشکل از ۱۷۰۰۰ نظامی بود شکل داد. برای این منظور بنا به تصمیم کمیته مرکزی حزب کمونیست شوروی از ۶ ژوئیه ۱۹۴۵ توسط آتاکیشی­اف و صادق پادگان مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۶ و افسران علاوه بر اینها در ۲۶ فوریه ۱۹۴۶ نیز مبلغ ۵۶۲/۶۲۴/۳ ریال توسط آنها هزینه شده بود.

با روی کار آمدن قوام و مذاکره وی با استالین الویت سیاسی نسبت به آذربایجان به الویت نفت تبدیل شد و سیاست و پشتیبانی از فرقه دمکرات وارد فاز جدیدی شد. استالین به خاطر بدست آوردن نفت به باقراف دستور داد که رهبران فرقه دمکرات را تشویق کند که مسئله آذربایجان با مذاکره دولت مرکزی حل و فصل کنند. بین باقراف دستور استالین را مبنی بر خروج نیروهای شوروی به اطلاع پیشه­وری رسانید.

پنجم آوریل ۱۹۴۶ آتاکیشی­اف، و حسن­حسن­اف و کریم­اف نماینده­های باقراف در تبریز با پیشه­وری دیدار کردند و وی با پیشنهاد استالین درباره توافق با دولت ایران را تشریح نموده­اند. پیشه­وری پیشنهادهای اتحاد شوروی شنیده آنگاه با کلمات ساده اینچنین بیان کرد : با شنیدن این فرمان وقایع سال ۱۹۲۰ گیلان پیش چشمم مجسم شد در آن ایام، رفقا ما انقلابی­ها را فریب دادند و ارتجاع همه­ی آنها را نابود کرد.، اکنون هم چنیـن می­شود. دولت قـــوام شما را فریب می­دهد و بلافاصله به محض رفتن شما شروع به کشتار می­کنـد و سپس به حساب تمام دمکرات­ها و آنهائی­که از شوروی آمده­اند و تعدادشان چند صد هزار نفر می­رسد. ارتش سرخ می­رود و شما هم می­روید و در چنین وضعی ما را تنها می­گذارید و برایم بسیار سنگین است، نه من دیگر شماها را قبول ندارم، من با توافق و کمک شما همه­ی این کارها را انجام دادیم. این دولت را با کمک شما به وجود آوردیم، بنابراین شاید لازم باشد به ۲۰۰۰ خانواده از فعالان فرقه اجازه ورود به شوروی داده شود.

بعد از اینکه قرار نفت ایران و شوروی توسط قوام و سادچکف بسته شد. قرار شد که شوروی از ۴ فروردین ۱۳۲۵، ارتش خود را از تمام سرزمین ایران طی یک ماه و نیم تخلیه کند و از نظر شوروی­ها مسئله آذربایجان ایران مسائله داخلی قلمداد شده و به دولت ایران و مردم آذربایجان مربوط می­شود.

سرانجام خیانت­ها و آورگی­ها در خانه دائی یوسف(۱)

آقای حسنلی با بررسی اسناد و مدارک به درستی تشخیص داد که اتحاد شوروی نسبت به ایران ادعای ارضی داشت. تلاش شوروی برای گسترش مرزهای خود نقطه آغاز دکترین استالین بود. پیروزی شوروی در میدان­های جنگ اشتهای نفتی شوروی­ها را برانگیخت و مسئله تجزیه آذربایجان ایران هم دقیقاً به منظور آماده کردن زمینه برای بدست آوردن امتیاز نفت بود.

زمانی­که ارتش ایران وارد آذربایجان شد و فرقه­ای هم نابودی خود را نزدیک می­دیدند باز دست به دامن باقراف شدند که : دمکرات­ها قول دادند تا آخرین نفر مقاومت کنند و بمیرند و تسلیم نشوند. تنها خواهشی که از شما داریم برای گسترش جنبش آزادی­خواهی در سراسر ایران کمک شود تا دولت مرتجع را ساقط و در سراسر ایران دولت دمکراتیک برپا کنیم، علیرغم تلاش­های زیادی که کردند در آخر باقراف و استالین پاسخ دادند که جزء کمک­های روحی و فکری اقدامی دیگر نمی­توانیم انجام دهیم.

آقای حسنلی سعی می­کند تخلیه آذربایجان را از نیروهای شوروی و پایان کار فرقه­ای­ها را فشار آمریکائی و انگلیسی به شوروی نسبت دهد ئو بدین وسیله خیانت باقراف و استالین را لاپوشانی می­کند. اما فشار شورای امنیت ملل متحد هم بی تأثیر در تخلیه آذربایجان نبود.

بعد از آنکه ارتش وارد آذربایجان شد فرار فرقه­ای­ها از ۱۲ دسامبر ۱۹۴۶ به سوی شوروی شورع شد. آنهائی که می­ گفتند مرگ هست و بازگشتی نیست. برای فرار به شوروی مسابقه گذاشتند. در عرض شش هفت روز تعداد فراریان اعم از کارکنان حزبی و افسران فدائیان و دیگر فعالان تعداد ۵۷۸۴ نفر از مرزهای مختلف وارد آذربایجان شوروی شدند بعد از ۱۹ دسامبر که به دستور استالین مرزها بسته شد. و علیرغم بسته شدن مرزها و ممنوعیت­های مختلف بعد از مدتی تعداد دمکرات­های فدائی به آذربایجان شوروی ۶۳۱۸ نفر رسید و تعداد کمی مهاجران تا آخر سال ۱۹۵۴ به ۹۰۲۲ نفر رسید. در نهایت تراژدی خباتث­ها پایان یافت و آوارگی و بدبختی در آن طرف مرز شروع شد. با آنکه پیشه­وری نسبت به خیانت روس­ها درابره جنبش­های آزادی بخش در ایران واقف بود. از او انتظار نمی­رفت که برای چندمین بار گول استالین را بخورد.

همان طور که در اول مطلــب اشاره شد با اینکه ۶۰ سال از وقایع خیــانت بار فرقه­ای­ها می­گذرد. آقای حسنلی همان مطالب و اصطلاح­های جعلی و تحریف شده توسط مورخین استالین ساخته که هنوز هم در کتاب­های درسی تاریخ جمهوری آذربایجان (ایران) درج شده است تکرار می­کند. آقای حسنلی و سایر مورخین اصطلاحات همچون زبان مادری ـ آذربایجان جنوبی ـ زبان قومی ـ ملت آذربایجان ـ ملت­چی ـ هویت ترکی که باعث و بهانه­ای برای تجزیه آذربایجان ایران می­شد. استفاده می­کنند.

 

منابع و مآخذ

 

۱ـ کلمات(خانه دائی یوسف) را من از آقای بابک فتح­زاده به عاریه گرفتم و کتابیست به همین نام شرح خاطرات آواره­گی و بدبختی فراریان فرقه دمکرات را در شوروی بازگو می­کند. خواننده می­تواند برای اطلاع بیشتر از آواره­گی و بدبختی فراریان فرقه دمکرات به کتاب­های زیر مراجعه و مطالعه کنند.

  • مهاجرت سوسیالیستی و سرنوشت ایرانیان : بابک امیرخسروی.
  • گماشتگی­های بدفرجام : دکتر حسن نظری.
  • جدال زندگی : فریدون پیشوا پور.
  • خاطرات یک زن توده­ای : راضیه ابراهیم­زاده.
  • درماگاوان کسی پیر نمی­شود : خاطرات دکتر عطاا… صفوی.
  • ما هم در این خانه حقی داریم : خاطرات نجمی علوی.
  • ما و بیگانگان : سرگذشت دکتر نصرت­اله جهانشالوافشار معاون پیشه­وری.

 

منابع :

روزنامه طرح نو

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 45

ارسال یک دیدگاه