مخترعی که گمنام ماند. Reviewed by Momizat on . ایرانی ها به ویژه آذربایجانی­ها در طول تاریخ از هوش و ذکاوت فطری و ابتکارات قابل توجهی برخوردار هستند. در انقلاب مشروطیت در تبریز که اکثر مردم با شکم گرسنه سر ب ایرانی ها به ویژه آذربایجانی­ها در طول تاریخ از هوش و ذکاوت فطری و ابتکارات قابل توجهی برخوردار هستند. در انقلاب مشروطیت در تبریز که اکثر مردم با شکم گرسنه سر ب Rating: 0

مخترعی که گمنام ماند.

ایرانی ها به ویژه آذربایجانی­ها در طول تاریخ از هوش و ذکاوت فطری و ابتکارات قابل توجهی برخوردار هستند. در انقلاب مشروطیت در تبریز که اکثر مردم با شکم گرسنه سر به بالین می گذاشتند، درست یکصد و ده سال پیش در سال ۱۳۲۲ هجری قمری یک نفر وطن پرست تبریزی با همه نداری و بی چیزی و سیه روزی و بجای اینکه در فکر لقمه نانی برای عائله خودش باشد، روزها و شب ها در این فکر بود که:

از چه راهی می تواند خدمتی به میهن اش انجام دهد.

این مرد محمد جعفر خیاط رئیس خیاطان تبریز بود و خود مغازه ی خیاطی داشت، محمد جعفر خیاط لحظه ای از فکر ایران و اندیشه ی خدمت به ملت خود غافل نبود، این آذربایجانی با غیرت با فروش وسائل اولیه زندگی و استقراض از آشنایان توانست توپ مسلسل اختراع کند.

محمد جعفر خیاط با اینکه زندگی اش با فقر و مسکنت همراه بود با توجه به اینکه دولت آنروزی نه به اختراع او توجه می کرد و نه پول داران دور بر حکومت که برای لیفت و لیس دور بر حکومتی ها می پلکیدند توجهی به اختراع محمد جعفر نمی کردند.

محمد جعفر خیاط باشی فرزند راستین میهن و فرزند خلف آذربایجان برای پیاده کردن نقشه اختراعی خود احتیاج به پول داشت، او وقتی مسلسل اختراعی اش را آزمایش کرد و از طرز کارش اطمینان پیدا کرد، پدیده اختراعی اش را در معرض دید ولیعهد (مظفرالدین شاه) قرار داد و به این امید که به یاری کمک های او بتواند دستگاه اختراعی اش را به تولید انبوه برساند و در خدمت ملک ملت قرار دهد! اما غافل از اینکه نه تنها ولیعهد، حتی سردم داران دولتی و سرمایه داران و تاجران آن روز هم هیچ کمکی جهت تولید دستگاه اختراعی مشهدی جعفر خیاط باشی نکردند. توپ اختراعی این آذربایجانی مثل توپ در دنیای آن زمان صدا کرد و روزنامه های زیادی در کشورهای دیگر درباره اش قلم فرسائی کردند. همه تقدیر و تشویق این مخترع را از دولت تقاضا کرده اند……؟

روزنامه حبل المتین در شماره ۲۶/ مورخه ۲۷ محرم ۱۳۲۳ از قول خبرنگار خود در تبریز می نویسد:

«این روزها اختراع جدیدی مفید به حال دولت و ملت در تبریز به منصه شهود رسیده است که ابدان افسرده را روح تازه دمیده و باعث امیدواری وطن پرستان و رفع یاس و ناامیدی دشمنان گردیده است.

مشهدی محمد جعفر رئیس خیاطان تبریز که از بدو عمر در استانبول و تهران و تبریز مشغول صنعت خیاطی است و در وطن پرستی و ملت دوستی نظیر ندارد. مدتی در دریای تفکر و خیالات غوطه ور بود و گاهی از شغل وکارش برکنار و منزوی دیده. روزی از او سؤال کردم پریشان و متفکر می بینم به چه خیالات و سودا افتاده ای؟ هر وقت به حجره ات می آیم شما را افسرده می بینم! جواب گفت من غیر از ترقی ابناء وطن پیش آمدن دوست و ملت خیالی در سر ندارم افسوس که از دست واحد صدا نیاید و کسی با من هم خیال نیست. چند روز قبل نتیجه انزوای چند ساعت یومیه او معلوم و ظاهر گردید. توپ سریع الاطلاقی که بنام مسلسل اختراع نمود. در میدان هنر و کمال حاضر ساخته و قلوب افسرده حاضرین را مسرور و امیدوار ساخت. توپ مزبور امتحان گردید که برای نمونه ساخته شده. فشنگ ۱۲ نمره لوور را می خورد و دقیقه ای هفتاد مرتبه پر و خالی می شود و از فواید و محسنات این توپ یکی این است که اولا از دو نفر عمله بیشتر لازم ندارد. دوم به دو حرکت پر و خالی می شود سیم لوله توپ را به هر طرف بخواهد می چرخد فواید بسیار در موقع استعمال در حین جنگ و هجوم دشمن دارد.

در حقیقت این مرد غیور و وطن پرست با این کسب و بضاعت خدمتی بزرگ به دولت و ملت نموده است. باید ما ایرانیان خاصه اهالی آذربایجان از این اختراع جدید نافع به وجود او افتخار و مباهات نماییم. تا امروز اینگونه اختراع نافع به حال دولت و ملت در ایران از کسی به ظهور نرسیده است. امیدوارم این اختراع اول ترقی و خوش بختی ملت با غیرت ایران باشد. گویا توپ مزبور در این چند روزه از نظر والا حضرت اقدس ولیعهد گذشته و امتحان شده است. مطالب بالا قسمتی از گزارش خبرنگار روزنامه حبل المتین از تبریز بوده است حبل المتین بعد از درج مطالب خبرنگار خود در تبریز و چنین می نویسد.

خدایی را شکر که اندک اندک آواز نیک بختی از هر جانب ملک و ملت بلند است. بارها نوشته و می نگاریم که طبیعت ایرانیان برای هر گونه صنعت موزون و اعداد اختراعیه می توان گفت نظیر و عدیل ندارد. دولت باید قدردان باشد و ملت باید تشویق نماید. هر گاه این دو اصل ملک و ملت ایران را وداع نگفته امروز در هر چیز به اجانب محتاج نبودیم. وقایع نگار موثق اداره تمجید اینکه درباره اختراع (توپ مسلسل) نموده ما را امیدوار نموده که هر گاه حضرت اقدس والا ولیعهد دون مهد، اندک توجهی به مخترع نموده قدردانی فرمایند سلسله این اختراع به کارهای عمده مفیده منجر گردد».

در صورتی که این اختراع، ناقص هم باشد مخترع قابل همه گونه همراهی و تشویق و قدردانی است چه، هیچ مخترعی بدواً اختراع خود را تکمیل نکرده ولی کسی که چنین اختراعی نموده البته همین که اسبابش جمع شد آن را تکمیل نیز تواند نمود. روزنامه عین الوقایع افغانستان در تاریخ در سال ۱۹۰۴ میلادی و سال ۱۳۲۲ چاپ شده چنین می نویسد اختراع توپ تازه از حسن اهتمام و کفایت جناب آقای مشهدی جعفر خیاط باشی در تبریز است که اقتباس آن را از حرکات ماکوی چرخ خیاطی نموده و پس از زحمات زیاد و مخاج گزاف تکمیل کرده است توپی که از کار درآورده صنعت و هنر خود را به خلق نمودار کرد و کمال فطری و جوهر جبلی خود را در انظار جلوه داد. توپ مذکور مسما به مسلسل و سریع الاطلاق است که به هر دقیقه ۷۰ تیر پر و خالی می شود و نشانه به یک قاعده می زند، اما بقدر قوه خود فشنگ آن توپ را از کار توس دوازده نمره رووور قرار داده بود که پس از تکمیل بقیه فشنگ بزرگ هم بشود و همان توپ را هنگام مراحبت مرکب همایونی از فرنگستان بلحاط اقدس پادشاهی رسانده“.

محمد جعفر خیاط به خاطر نداشتن استطاعت مالی آخر سر دست به دامن مظفر الدین میرزا ولیعهد شده ایشان هم هیچ توجهی به خواست محمد جعفر خیاط نکرده. نامه محمد جعفر خیاط به ولیعهد به شرح زیر است.

عرض و استدعای کمترین جان نثار محمد جعفر خیاط

کمترین جان نثار به مقتضای دولت خواهی و ملت پرستی فطری خود در اختراع فابریک ریسمان تابی که اعظم ضروریات و احتیاجات ملت ایران است، به قدر اقتدار از خود و به اندازه اعتبار از دیگران استقراض نموده یا اکثر مخلفات محتاجه خانه بسوخت داده، قریب شش سال تمام در این مطلب به صد هزار تعب اتلاف عمر گرانمایه نموده ام، چه غصه ها که نخوردم، چه رنج ها که نبردم تا به توفیقات یزدانی رشته از مقصود بدست آورده گنجی دریافتم اما افسوس و هزار افسوس، امید بسته برآمد ولی چه فایده زانکه، امید نیست که عمر گذشته باز آید، خصوص این مرام ایامی صورت گرفت که نه خود اقتداری و نه دستگیری و هواداری، احدی از این ملت بی مواسات تقویت و مراعاتم نداشته. هر چه استعانه نمودم جوابی نشنیده و معینی ندیدم دیگر طاقت استقامت و مقاومت و مداومت نیاورد بکلی از پا در افتادم.

اکنون که بعونه و توفیقه مدت ریاضت سر آمده و پشت و پناهی و دادرسی و ترقی خواهی دریافته بعرض حال خود مبادرت می نماید که بندگان حضرت مستطاب اجل اعضم روحی فدا یکی از عرایض ذیلیه را اختیار نموده و برحمت بذل مرحمتی در حق عموم اهالی ایران اجرا داشته.

اولاً: مبلغی تصدق سر مبارک فرموده و در راه ملت انفاق فرمائید که مخارج فابریک شود.

ثانیاً: سرمایه از بندگان حضرت مستطاب اجل اکرم اعظم روحیفداء و خدمت گزاری از جان نثار شده منافع با استحضار گماشتگان در خانه مبارک بالمناصفه تقسیم شود.

ثالثاً: مبلغ کافیه به عنوان قرض از بندگان حضرت مستطاب اجل افخم و اعظم روحی فداه بجان نثار مرحمت شود که در اتمام عمل و جلب منفعت از او بندگی شود.

رابعاً: اگر رأی مبارک بماسبق تعلق نگیرد، اعتباری در این خصوص به کمترین جان نثار مرحمت فرمائید تا بهر حال این صنعت مهمه در خفا نماند و دستی بدست گیری از پا فتادگان برآورد که بدین واسطه این ملت تا دامنه ی یامت از احتیاج خارجه مستغنی دارند.

الامر مطاع حضرت مستطاب اجل اعظم عالی است مظفر الدین میرزا ولیعهد هم به هیچ یک از چهار پیشنهاد محمد جعفر خیاط توجهی نکرده اختراع محمد جعفر خیاط عاطل باطل و استعداد آذربایجانی هایی امثال محمد جعفر خیاط کور شد.

منابع:

۱٫روزنامه اطلاعات

۲٫روزنامه مهد آزادی

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 48

ارسال یک دیدگاه