نقدی بر تاریخ تبریز – نوشته مینیورسکی Reviewed by Momizat on . ساربانا بار بگشا ز اشتران شهر تبریز است و کوی دلبران فر فردوسی است این پالیز را شعشه­ی عرش است این تبریز را مولوی حضرت مولانا جلال­الدین محمد مولوی از روی اعتقا ساربانا بار بگشا ز اشتران شهر تبریز است و کوی دلبران فر فردوسی است این پالیز را شعشه­ی عرش است این تبریز را مولوی حضرت مولانا جلال­الدین محمد مولوی از روی اعتقا Rating: 0

نقدی بر تاریخ تبریز – نوشته مینیورسکی

DSC00028 copy

ساربانا بار بگشا ز اشتران

شهر تبریز است و کوی دلبران

فر فردوسی است این پالیز را

شعشه­ی عرش است این تبریز را

مولوی

حضرت مولانا جلال­الدین محمد مولوی از روی اعتقاد می­فرمود که هر کس از تبریز آید و به جانب ما میل کند تحفه او باید که خاک پاک سرخاب تبریز باشد چنین حکایت کند. خاک بسیار از خاک سرخاب تبریز جمع شده بود که وصیت فرمود که این خاک را در در قبر من پهن سازید که من نیز در خاک سرخاب تبریز مدفون باشم.

روضات­الجنان و جنات­الجنان، چاپ۱۳۸۳، ص ۱۷۵

تاریخ تبریز

ولادیمیر مینورسکی

ترجمه : عبدالعلی کارنگ

به کوشش : غلامرضا طباطبائی مجد

انتشارات : آیدین تبریز ۱۳۸۹

پروفسور مینورسکی یکی از ایران­شناسان بنام است که حق بزرگی بر گردن تاریخ و فرهنگ ایران دارد و آثار بیشماری از وی درباره ایران بجا مانده است. تاریخ تبریز برای اولین بار توسط مرحوم عبدالعلی کارنگ در سال ۱۳۳۷ ترجمه و در تبریز به چاپ رسید. تاریخ تبریز که به وسیله مینورسکی نوشته شده است کتاب مستقلی نیست، بلکه مقاله­ای است که توسط مترجم از دائره­المعارف اسلامی ترجمه شده است.

خوبی ترجمه­ی این کتاب در آن است که در زمان چاپ، نویسنده آن در قید حیات بود. و مترجم توانسته است کمک های لازم را درباره ترجمه اثر از نویسنده طلب کند.

در مقدمه که توسط مترجم نوشته شده است، مرحوم کارنگ حوزه آشنایی خود را با پروفسور مینورسکی یادآوری کرده و می نویسد که : در سال ۱۳۳۳ که کتاب تاتی و هرزنی منتشر شد، عده­ای از اساتید نظیر سید حسن تقی زاده و میرزا عبداله مجتهدی و ابراهیم پورداود از نویسنده تقدیر به عمل آورده و دکتر ایلیا گرشویچ، مدرس مطالعات ایرانی در دانشگاه کمبریج انگلستان تأکید و خواست که یک نسخه از تاتی و هرزنی را به پروفسور مینورسکی بفرستم. این کار باعث آشنایی بیشتر کارنگ با پروفسور مینورسکی می­شود. پروفسور مینورسکی طی نامه­ای به آقای کارنگ اعلام می­کند که : بنده بیست سال پیش در تبریز مطالعاتی درباره زبان تاتی و هرزنی داشتم که در دائره­المعارف اسلامی چاپ شده است. آقای کارنگ در حین مطالعه مقاله تاتی و هرزنی در دائره­المعارف اسلامی، به مقاله تبریز برمی خورد. که این کتاب، ترجمه مقاله تبریز در دائره­المعارف اسلامی نوشته پروفسور مینورسکی است.

بخش دیگری از کتاب، شرح حال پروفسور مینورسکی که توسط آقای منوچهر امیری در تهران به خواست آقای کارنگ از روزنامه انگلیسی تهران جرنال، ترجمه کرده به آقای کارنگ ارسال می کند. پروفسور مینورسکی در سال ۱۳۳۷ در قید حیات بود و شرح حال نوشته آقای امیری نمی­تواند شرح حال کاملی باشد. شرح حال کامل آقای مینورسکی در بخش درآمد که توسط آقای طباطبائی مجد نوشته شده کامل­تر است که در جای خود به آن اشاره خواهد شد.

بخش درآمد که توسط آقای طباطبائی مجد نوشته شده، جامع­ترین شرح حال پروفسور مینورسکی  در این بخش است. و اشاره به آثار بجا مانده از مرحوم پروفسور مینورسکی درباره ایران است. پروفسور مینورسکی در سال ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۸ در سرکنسولگری روسیه  در تبریز و سفارت تهران خدمت می­کرد. در همین زمان­هاست که مقاله تاتی و همین تاریخِ تبریز نتیجه فعالیت نامبرده در تبریز است. پروفسور مینورسکی علاوه بر مقالات بی­شمار، کتابهای زیادی درباره تاریخ و فرهنگ ایران به یادگار گذاشته است. مهمترین خدمت وی به ایران تحدید مرزهای ایران و عثمانی است. که از زمان صفویان باعث درگیری­های زیادی بین ایران و عثمانی می­شد. (مرز مینورسکی) همان مرزهای فعلی است که از کوه­های آرارات در ترکیه و آذربایجان ایران شروع شده به خرمشهر ختم می شود. پروفسور مینورسکی در خلال مأموریت (تعیین مرزها) در زمینه­های مردم­شناسی و زبان­های رایج منطقه اطلاعات و آموخته های زیادی کسب کرده که در آثار نوشته­های وی آمده است.

مبحث اصلی کتاب، تاریخ تبریز است که از موقعیت جغرافیایی تبریز و شمائی کلی از وضعیت آب و هوا و کوهها و راهها و شهرستانهای تابعه و شماره ساکنین تبریز و محلات قدیمی و از رودها و از اینکه تبریز از زمانهای قدیم مرکز اداری و اقتصادی در سر راه جاده ابریشم واقع بود، بحث می کند.

درباره وجه تسمیه تبریز، پروفسور مینورسکی اختلاف­هایی که مورخین اعم از ایرانی، ارمنی و یونانی­ها و عرب­ها دارند، پنهان نمی­کند. و در آخر تسمیه Taw-rez  تاورژ را بسیار قدیمی یعنی به زمان ساسانیان  و یا شاید به زمان اشکانیان برساند، اشاره می­کند.

همان طوری­که مورخین درباره نام تبریز اختلاف دارند، اکثر مورخین درباره قدمت تبریز هم بین خود اختلاف دارند و فاوست بیزانسی بانی تبریز را به خسرو ارشاکی اشکانی (۲۱۷-۲۳۳ م) نسبت می­دهد.

اعراب در سال ۲۲ هجری متوجه آذربایجان شد. در آن زمان اردبیل یکی از شهرهای مرزبانی آذربایجان بود و از تبریز نامی برده نشده است. طبق گفته بلاذری و ابن الفقیه و یاقوت حموی، تجدید بنای تبریز را به خاندان روادیان نسبت می­دهند. طبق روایت مورخین، بعد از حمله اعراب به آذربایجان و تبریز تا آخر قرن پنجم هجری، بین خاندان­های حکومت­گر و فرمان­روایان مختلف دست بدست می­شود و به عصر غزنویان و سلجوقیان می­رسد. در زمان سلجوقیان، کل آذربایجان و اران از مسعود غزنوی و طغرل سلجوقی به دست اتابکان آذربایجان می­افتد.

در این زمان­ها، اواخر قرن ششم شاعران بزرگی در آذربایجان ظهور می­کند. قطران در تبریز، نظامی در گنجه، و خاقانی در شیروان، که نمایندگی زبان دَری و فرهنگ ایرانی را در آذربایجان به عهده داشتند.

در زمان ایلخانان مغول، تبریز به حد اعلای رونق و شکوه خود می­رسد. تیمور در سال­های ۷۸۷ هجری تبریز را غارت کرد و کمال خجندی شاعر که در تبریز زندگی می­کرد او را به اسارت گرفته در سال ۸۰۹ قره یوسف یکی از ترکمانان قره قویونلوها دست به تاراج تبریز زد و اوزون حسن یکی از ترکمانان آق قویونلوها در سال ۸۷۳ تبریز را تصرف و پایتخت خود قرار داد.

شاه اسماعیل صفوی بعد از شکست آق قویونلوها در شرور، تبریز را پایتخت خود قرار داد و در سال ۹۰۶ هجری مردم تبریز را که نزدیک به سیصد هزار نفر بود و مذهب تسنن داشتند، به قبول مذهب شیعه مجبور ساخت و طبق گفته عالم آرای عباسی خشونت و سخت گیری بی اندازه نشان داد.

خواننده می­تواند مصائب و بلایائی که بر سر تبریز در دوران حکومت­های صفویه، افشاریه و قاجارها و تاریخ خیزش مشروطیت را در تبریز در کتاب­های تاریخی دنبال کند.

بخش ملحقات که ضمیمه تاریخ تبریز می­باشد به درخواست مرحوم کارنگ توسط میرزا جعفر سلطان­القرائی درباره تاریخ و قدمت مسجد جامع تبریز و محله  سنجران با استفاده از کتاب­های تاریخی امثال تاریخ دنالبه و تاریخ دا­رالسلطنه تبریز نوشته نادرمیزرا و . . . به رشته تحریر در­آورده است. بخش­ دیگری از کتاب توضیحات و استدراکات است که می توان تکمله­ی تاریخ تبریز نام نهاد که توسط آقای طباطبائی مجد نوشته شده است.

آقای طباطبائی مجد حواشی مرحوم کارنگ را که در در زیر صفحات تاریخ تبریز نگاشته شده بود به این بخش منتقل کرده است. لازم به یادآوری است که آقای طباطبائی مجد معلومات و آگاهی­های زیادی که از پنجاه سال پیش به این طرف درباره تبریز به دست آورده در بخش توضیحات و استدراکات آورده است. اطلاعات ذی قیمتی که آقای طباطبائی مجد در این بخش جمع آوری کرده است، حجم قابل توجهی از کتاب را شامل می­شود که باید به خاطر این همه اطلاعات و معلومات درباره تبریز از آقای طباطبائی مجد تشکر و قدردانی کرد. اگر آقای طباطبائی همت دیگری کند و اقدام به انتشار تاتی و هرزنی و سایر آثار آقای کارنگ از قبیل آثار باستانی آذربایجان و آثار و ابنیه تاریخی تبریز را که این زمان­ها جای خالی این کتابها احساس می شود بزنند دست مریزاد داردو جای تشکر.

«والسلام»

 

منابع :

روزنامه مهد آزادی

درباره نویسنده

تعداد نوشته ها : 48

ارسال یک دیدگاه